دکانی که هیچ مشتری نداشت..

 

اما نمی فروشیم، هدیه می دهیم هر آن قدر که بخواهی جوان. تا می خواستم جمله ای بگویم

 

ناگاه یکی فریاد زد: شهوت، به ضمانت مادام العمر؛ بسیار ارزان، به بهای تباهی. سیل جمعیت

 

بدان جا سرازیر شد و من هم مانند قایقی بی بادبان به ناچار سوار بر موج جمعیت راهی آنجا

 

شدم و دیگر پیر را ندیدم.

 

/ 0 نظر / 11 بازدید